داستان رودابه یکی از زیباترین درازترین و با ارزش‌ترین داستان‌های شاهنامه و سرگذشتی عاشقانه است. سام پهلوان بزرگ ،ایران روزگاری بس طولانی در آرزوی فرزند بود تا از او پسری به دنیا آمد با مو و مژگانی سپید که موجب شگفتی همگان شد. پدر از شدت خجالت وی را از خود دور ساخت و فرزند از زابلستان به البرزکوه منتقل گردید کوهی که جایگاه سیمرغ بود و سیمرغ با دریافت نوایی آسمانی از زال نگاهبانی کرد:

به سیمرغ آمد صدایی پدید

که ای مرغ فرخنده پاک دید

نگه دار این کودک شیرخوار

کزین تخم مردی درآید به بار

ز پشتش جهان پهلوان و ردان

بیایند مانند شیرژیان