گمان نمی‌کنم که انگاره‌های مدرنیته و آوان‌گارد وقتی درباره شکل‌های جدید هنر که از قرن پیش پدید آمده‌اند یا درباره روابط بین استتیک و سیاست فکر می‌کنیم چندان روشنگر بوده باشند. این انگاره‌ها در حقیقت دو امر بسیار متفاوت را با هم خلط می‌کنند: [یکی] تاریخیت یا منش تاریخی مربوط به یک رژیم خاص از هنرها در کل و دیگری تصمیم‌هایی که در رژیم مزبور در خصوص گسست از گذشته با پیش‌بینی آینده اتخاذ می‌شوند. انگاره مدرنیته استتیکی تکینگی یک رژیم خاص از هنرها را از انظار پنهان می‌سازد - بدون این که اساساً آن را مفهوم پردازی کند؛ و منظور از یک رژیم خاص نوعی پیوند خاص بین شیوه‌های تولید آثار هنری یا پرورش رویه‌های هنری، شکل‌های رؤیت پذیری‌یی که این شیوه‌ها یا رویه‌ها را نمایان می‌کنند و نیز روش‌های مفهوم پردازی این دو است.

صفحه ۲۳