توانایی ما در اندازه‌گیری و تخس‌کردن زمان مایه‌ی تسلی خاطر است.

سروانِ پیاده‌نظام می‌گوید: «ساعت‌هاتون رو تنظیم کنین سر ساعت شیش.» و تمامی ستوان‌ها که تنگ هم ایستاده‌اند، وقتی دو عقربه‌ی ریز را تنظیم می‌کنند تا سر علامت جواهرنشانِ ساعت قرار بگیرند و درحالی‌که زیر گلوله‌باران توپخانه قرار دارند، یک آن مجال پیدا می‌کنند ترس را کنار بگذارند: صفحه‌ی معمولی و شخصیِ ساعت یک آن توهمِ تسلط شخصی بر امور را احیا می‌کند. مرتب بر مچ دست‌های بی‌اندازه شکننده، روی مو و رگ قرار گرفته و درست راهنمایی می‌کند، دقیق: تا الان همه‌چیز سر وقت اتفاق افتاده.

مدیر که گوشی را با گردن و شانه‌اش نگه داشته و برگه‌های تقویمش را ورق می‌زند و دهان و چشمانش در آن لحظه حس امنیت عمیقش را فاش می‌کند پای تلفن می‌گوید: «تا آخر ماه همه‌ی وقت‌هام پُره.»

صفحه ۲۱۱