خاطرات سیلویا پلات همان طور که از ظاهرش پیداست با نامه‌ها، داستان‌ها، اشعار و مقالاتش متفاوت است و امیدواریم که انتشار آن سودمند باشد.
 

تقریباً همه نوشته‌های پیشین سیلویا - و قطعاً همة نثرهایی که برای چاپ نوشته است - آرزوی او را برای دیدن آثارش در مجله‌ای خاص و تلاشش برای خلق آن‌چه بازار کتاب در ظاهر به آن نیاز دارد به دوش می‌کشید. میل او به شاگردی استادان و تبديل و تنظیم نوشته‌های بالقوه‌اش به آثاری قابل‌استفاده و سودمند نیز، تقریباً در او غریزی بود. همان‌طور که این خاطرات نشان می‌دهد، با علاقه بسیار و شور و شوق فراوان این کار را دنبال می‌کرد و در تب بلاتکلیفی و شک نسبت به خود می‌سوخت. درگیری آرمان‌های لجوجانه چیزی را در آثار او پدید آورد که ظاهرشان را ساختگی و تصنعی می‌کرد. خوانندة همدرد و همدل با این صفحات می‌تواند دریابد که شاید این تنها یکی از عینی‌ترین ابعاد شخصیتی کسی باشد که مانند اتومبیلی مادام در حال تغییر مسیر است.

مقدمه