برای هزارمین بار شماره را گرفت.جواب نمی‎داد.دلش شور می‎زد.گوشی را روی میز گذاشت و روی تخت دراز کشید.شاید این دلهره بیجا بود.از حرف‎ها و تند روی دیروز صبح پشیمان بود. تصمیم داشت در اولین فرصت با زبان نرمتری سورنا را قانع کند بهار را در جریان همه چیز بگذارد و به بهار گوشزد کند نرم نرم همه چیز را به سورنا توضیح دهد.