کمی روح، کمی جسم؛ این است آنچه سایۀ نوجوان را به خود مشغول میدارد:« یکمدّت هم پیش معلّم نقاشی رفتم. مدّتی هم پیش معلّم گچبُری و قالبسازی و مجسّمهسازی رفتم. بعد، که یکخورده سن بالا رفت، مدّتی تمرین کُشتی کردم. یک مدّت هم تمرین وزنهبرداری کردم». امّا سرانجام، هنرِ شاعری او را به خود ربود: « از هشت-نُه سالگی، بهنوعی مشغول شعر گفتن شدم.»
صفحه 20