«درمیان مردگان هرنسل، کسانی بودند که سگ خاکستزی را دیده بودند:
زنانی  که مقدر بود سر زا بمیرند؛ سربازانی که به جنگ‌های زیادی
اعزام شده اما برنگشته بودند؛ کسانی که درگیر دشمنی‌ها و خصومت‌ها
یا روابط عاشقانه پرمخاطره شده بودند؛ کسانی که به پیم‌های مرموز شبانه
پاسخ داده بودند؛ کسانی‌ که در بزرگراه‌ها ناگهان از مسیر منحرف شده بودند
تا به سگی خاکستری که در خیال دیده بودند برخورد نکنند و عاقبتشان
شده بود توده‌های مچاله شده فولاد...»