فیلم «زندگی و دیگر هیچ» را عباس کیارستمی یک سال پس از زلزله‌ی مهیب و فاجعه‌بار رودبار و منجیل می‌سازد که بعدتر یکی از سه گانه‌های کوکر می‌شود. سه‌گانه‌ای که از دوستی کودکانه و راه پیچ در پیچ منتهی به درخت «خانه دوست کجاست» آغاز می‌شود و به کنکاش روح و رفتار آدم‌های زنده پس از مرگ عزیزان می‌رسد. در پیچاپیچ راه‌های درازتر و مقصدهای دورتر به دیدن چشم‌انداز سبز و فراخ از پس دیوار فروریخته‌ی بدون پنجره یا به گفتگوهای دراز در راه‌های دراز از میان درختانی که همچنان زنده و برجا ایستاده‌اند و از مرگ هراسی ندارند.

متن بالا از کتاب زندگی و دیگرهیچ قسمت منشور شکسته جاسم غضبانپور برداشت شده است.