مدت‌ها طول کشید تا فهمیدم که او از کجا آمده است. شازده کوچولو که از من زیاد چیز می‌پرسید خودش مثل اینکه هیچ وقت پرسش‌های مرا نمی‌شنید. فقط از کلماتی که جسته گریخته از دهانش می‌پرید کم کم همه چیز بر من آشکار شد. باری همین که او اول بار هواپیمای مرا دید (من اینجا شكل هواپیمای خود را نمی‌کشم چون کشیدن آن برای من بسیار دشوار است) پرسید:

- این دیگر چه جور چیزی است؟ 

- این چیز نیست، هواپیما است. پرواز می‌کند. هواپیمای من است. 

صفحه ۳۱