پیرمرد از این درخواست آشکارا به وجد آمد. سینهاش را صاف کرد و نحستین جملهی روایتش را بر زبان راند. «پیست یا سی سال پیش داستانم کلی خواهان داشت. اما این روزها ظاهراً کسی علاقهمند نیست که...»
صفحه ۲۵
«پیست یا سی سال پیش داستانم کلی خواهان داشت. اما این روزها ظاهراً کسی علاقهمند نیست که...»
پیرمرد از این درخواست آشکارا به وجد آمد. سینهاش را صاف کرد و نحستین جملهی روایتش را بر زبان راند. «پیست یا سی سال پیش داستانم کلی خواهان داشت. اما این روزها ظاهراً کسی علاقهمند نیست که...»
صفحه ۲۵
ناشر: مد — مترجم: فرشته شایان — نویسنده: جک لندن