با ماشین رفتم گلندل تا سه تا راننده ی کامیون تازه به بیمه نامه ی یه شرکت آبجوسازی اضافه کنم که مورد تمدیدیه ی هالیوودلند یادم اومد. گفتم اونجا هم برم. این جوری شد که پا گذاشتم تو اون «خونه ی مرگ»، درباره ش تو روزنامه ها خونده ین. وقتی من دیدمش اصلاً شبیه خونه ی «خونه ی مرگ» نبود. صرفاً به خونه به سبک اسپانیایی بود، شبیه باقی شون تو کالیفرنیا، دیوارهای سفید، سقف سفالی قرمز، به طرفش حیاط. کج وکوله ساخته بودنش، پارکینگ زیر خونه بود، طبقه ی اول روش بود بقیه ی خونه رو هم هر جا تونسته بودن پخش و پلا کرده بودن.