در زمینه آموزش ادبی خود را بیش‌تر مدیون کارلوس نه می‌دانم تا همه معلمان دبیرستان و بیش‌تر استادان دوران دانشگاهم. به یاری او با بعضی از کتاب‌ها و نویسندگانی آشنا شدم که سال‌های نوجوانی‌ام را به آتش کشیدند؛ کتاب‌های سرنوشت انسان و امید انسان اثر آندره مالرو، رمان‌نویسان آمریکایی نسل گمشده و بیش از همه سارتر که یک روز عصر کارلوس مجموعه داستان دیوارش را با مقدمه‌ای از گیلرمو دوتور به من داد. از طریق این کتاب رابطه‌ای با آثار و افکار سارتر ایجاد کردم که بعدها تأثير عمده‌ای بر نویسندگی من گذاشت. و یقین دارم کارلوس نه بود که نخستین بار از مکتب سوررئالیسم سخن گفت، و از جیمز جویس که رمان اولیس او را برایم آورده بود. باید بگویم که ترجمه بسیار بدی بود و با این‌که بسیاری از صفحات را جا می‌انداختم، نتوانستم تمامش کنم و آنچه را که می‌خواندم به زحمت می‌فهمیدم.

صفحه ۱۰۴