سرمایه‌داری و امرواقعی

مفهوم «واقع‌گرایی سرمایه‌دارانه» برساخته‌ی من نیست. پیش‌تر، در دهه‌ی ۱۹۶۰ گروهی از هنرمندان پاپ آلمانی، و همچنین بعدتر مایکل شدسن در کتابی با عنوان تبلیغات، ترغيب ناآرام (Advertising The Uneasy Persuasion) (۱۹۸۴) از عبارت «واقع‌گراییِ سرمایه‌دارانه» استفاده کردند و هر دو گروه ارجاعات هجوآمیزی به واقع‌گراییی سوسیالیستی داشتند. رویکرد جدید من در استفاده از این عبارت آن است که معنای گسترده‌تری برایش قائل می‌شوم. آن‌طور که من می‌فهمم، واقعگراییِ سرمایه‌دارانه منحصر به هنر و شیوه‌ی شبه‌پروپاگانداییِ رایج در تبلیغات نیست. این مفهوم بیشتر شبیه اتمسفری نافذ است که نه فقط به تولید فرهنگ، بلکه به قواعد کار و اموزش نیز شکل می‌دهد و مثل سرپوشی نامرئی، فکر و عمل را محدود می‌کند.

صفحه ۳۳