پیش از خرید کتاب مادرم بخوانید

آیا کلمات می‌توانند جای خالی آغوش یک مادر را پر کنند؟ این کتاب سوگ‌نامه‌ای بسیار اثرگذار و تغزلی است که دردِ فقدان و جدایی ابدی را روایت می‌کند. اگر به خواندن نثرهای شاعرانه و یادداشت‌های شخصی و احساسی درباره‌ی عمیق‌ترین پیوندهای انسانی علاقه دارید، این اثر یکی از پرخواننده‌ترین کتاب‌ها در این گونه‌ی ادبی است.

درباره کتاب

کتاب مادرم روایتی است صادقانه و لبریز از اندوه که آلبر کوئن در رثای مادرش نوشته است. او مادرش را در سال ۱۹۴۳ از دست داد و این کتاب را در سال ۱۹۵۴ منتشر کرد. نویسنده در این اثر، فداکاری‌ها، خاطرات گذشته و عشق بی‌قیدوشرط مادرش را با نثری گیرا مرور می‌کند و به زیبایی احساس استیصال و تنهایی انسان را پس از مرگِ عزیزترین پناهگاهش به تصویر می‌کشد.

خواندن کتاب مادرم به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

  • کسانی که تجربه‌ی سوگ و فقدان را از سر گذرانده‌اند و به دنبال متنی هم‌دلانه هستند.
  • علاقه‌مندان به ادبیات اتوبیوگرافیک (زندگی‌نامه‌ خودنوشت) و جستارهای عاطفی.
  • دوست‌داران نثرهای تغزلی و قطعات ادبی لطیف و تأثیرگذار.

معرفی نویسنده، مترجم و ناشر

آلبر کوئن، نویسنده‌ی نامدار سوییسی است که با این کتاب جایگاه ویژه‌ای در ادبیاتِ سوگ پیدا کرد. این اثر با ترجمه‌ی احساسی و روان محمد مهدی شجاعی، توسط نشر ماهی روانه‌ی بازار کتاب شده است.

جملات کتاب

غروب‌های جمعه که برای یهودیان آغاز روز مقدس شبات است، مادرم خودش را زیبا و آراسته می‌کرد. لباس ابریشمی سیاه و رسمی‌اش را می‌پوشید و خود را با جواهراتی که هنوز برایش باقی مانده بود می‌آراست. آخر من در نوجوانی مملو از فراغتم پسرکی دست و دلباز بودم و هر وقت گدایی پیر و دراز ریش می‌دیدم، اسکناسی به او می‌دادم. اگر دوستی از جعبه سیگار طلایم خوشش می‌آمد، آن جعبه مال او می‌شد. مادرم جواهراتش را در ژنو فروخته بود، وقتی من دانشجویی بودم با موهایی آشفته و سیاه و قلبی ساده، کم و بیش دیوانه اما مهربان. زیباترین جواهراتش را فروخته بود، زیورآلاتی که طفلک بینوا آن قدر بهشان می‌بالید و برای شکوه ساده‌اش در مقام دختر یکی از خاندان‌های سرشناس روزگاران گذشته ضروری بودند.

صفحه ۱۰