در خیابان همه چیز را دو تا می‌دیدم. فکر نکنم تا حالا چنین حالتی را تجربه کرده بودم. بعد برای خودم یک سرگرمی درست کردم. سعی کردم حدس بزنم از بین اشیایی که دو تا می‌دیدم کدام واقعی و کدام غیرواقعی است. همه را هم درست حدس می‌زدم. فقط نمی‌دانم چرا پاچه‌های شلوارم به خاطر ردشدن از چاله‌های آب خیالی خیس شده‌ بودند.

صفحه 69