شهرام ناظری و موسیقی عرفانی ایران

داوری خود را، در عرصه موسیقی، داوری یک تن از غیر اهل فن می‌دانم، همین کسی که اعتراف به نادانی خود، در این میدان دارد، معتقد است که می‌توان چیزی به نام «موسیقی عرفانی» را مورد بحث قرار داد. هرچند استادان آشنا به موسیقی این اصطلاح را قبول نداشته باشند، می‌دانم. آنها که منکر چیزی به عنوان «موسیقی عرفانی‌»اند استدلال‌شان این است که موسیقی از جنس «عدد» است و عدد هیچ نسبتی به معدود خود ندارد «پنج» همان «پنج» است خواه پنج گردو باشد خواه پنج قطره باران و خواه پنج سکه طلا. «پنج» «پنج» است و دیگر هیچ «موسیقی» هم «موسیقی» است و دیگر هیچ. 

از سوی دیگر ما از صورتگرایان روس آموخته‌ایم که در هنرها چیزی به نام عنصر dominant یا «وجه غالب» وجود دارد و می‌توان دو پدیده هنری را از منظر حضور و غیاب یک یا چند «وجه غالب» مقایسه کرد و تمایزشان را از یکدیگر بررسید. 

اگر وجه غالب در موسیقی حال و هوای عرفانی باشد، می‌توان چیزی به نام موسیقی عرفانی را پذیرفت یعنی بیات ترک یا افشاری وقتی وجه غالبش مرتبط با فضای عرفانی شود از دید «وجه غالب» چیزی به نام «موسیقی عرفانی» شکل گرفته است و قابل درک است.

محمدرضا شفیعی کدکنی

صفحه ۱۹۰


مشاهده و خرید دیگر نسخه‌های مجله بخارا