آی مردم! بنده آقازاده‌ام

سروده‌ای که احتمالاً خواهیدش خواند، کوشیده با زبان الكن موزون و مقفّای خود مانیفستِ منظوم و مشترکِ یک «آقازاده» عزیز و پدر بزرگوار وی باشد


مجتبی احمدی

مرحوم دهخدا در معنای لغتِ «عظامی» آورده: «آن که به استخوان‌های پوسیده، یعنی مفاخر پدران بالد...» و ابوالفضل بیهقی در شاهکار تاریخی و ادبی‌اش، جایی در توصیف برخی اشراف‌زادگان نوشته: «و هستند در روزگار ما عظاميان با اسب و استام و جامه‌های گرانمایه و غاشیه و جناغ که چون به سخن گفتن و هنر رسند، چون خر بر یخ بمانند و حالت و سخنشان آن باشد که گویند بابا چنین بود و چنین کرد و طرفه آنکه افاضل و مردمان هنرمند از سعایت و بطر ایشان در رنجند، والله ولي‌الكفايه.» حالا حکایتِ ماست. 

صفحه ۴۱